تبلیغات
وبلاگ تخصصی زمین شناسی - گسل‌های ایران

طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


وبلاگ تخصصی زمین شناسی
دانستن کافی نیست،باید به دانسته ی خود عمل کنید.
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 مرداد 1390 توسط سپهوند پور
گسل‌های ایران

مقدمه

گسل‌ها نوعی ساختار خطی، همراه با جابه‎جایی هستند كه بر تحولات زمین‌ساختی و همچنین تكوین حوضه‌های ساختاری – رسوبی ایران اثر در خور توجه داشته‌اند. از این میان، اثر گسل‌های طولی عمده، همزمان با جنبش‌های كوهزایی كاتانگایی (پركامبرین پسین) به مراتب بیشتر است. روند این گسل‌ها در بیشتر جاها با روند‌های زمین‌ساختی مربوط به چین‌خوردگی كاتانگایی همخوان است و در راستای شمالی – جنوبی قرار دارد، ولی روندهای شمال باختری – جنوب خاوری (روند زاگرس) نیز گزارش شده است. جدا از دو روند گفته شده. روند سومی در راستای شمال خاوری – جنوب باختری، بر گسل‌های ایران حاكم است، به گونه‎ای كه سه امتداد اصلی  قابل تشخیص است (نوگل سادات، 1978) .

1- جهت شمال باختری – جنوب خاوری كه با امتداد زاگرس، زون سنندج – سیرجان، كمان ماگمایی ارومیه- بزمان و البرز باختری هم روند است.

2- جهت شمال خاوری – جنوب باختری كه با امتداد البرز خاوری، گودال كویر بزرگ موازی است.

 3- روند شمالی – جنوبی، كه با جهت یافتگی لوت و تمام مناطق خاور گسل نایبند وگسل‎های البرز

گسل البرز : این گسل در دامنة شمالی البرز، در طول 550 كیلومتر، از لاهیجان تا جنوب گنبدكاووس ادامه دارد. روند عمومی آن كم و بیش خاوری – باختری است ولی، به دلیل خمش به سمت جنوب، بخش میانی آن، سیمایی كمانی دارد. اگرچه در بیشتر گزارش‎ها (نبوی، 1355، بربریان، 1983) شیب گسل البرز به سمت جنوب دانسته شده است ولی در نقشة زمین‎ساخت خاورمیانه (علوی، 1991) گسل البرز نوعی راندگی با شیب به سمت شمال است. در باختر لاهیجان، گسل چپگردی به نام گسل سفیدرود با روند شمال خاوری – جنوب باختری این گسل را جابه‎جا كرده است.گسل البرز جداكنندة البرز از حوضة ترشیری حاشیة جنوبی خزر است و این احتمال وجود دارد كه این گسل نشانگر محل تقریبی زمیندرز تتیس كهن باشد. گسل البرز در ریخت‎زمین‎ساخت منطقه اثرگذار است. یاسینی (1970)، اختلاف ارتفاع رأس واحدهای قاره‎ای پلیوسن در دو سوی گسل البرز را حدود 1000 تا 1500 متر می‎داند. ولی بربریان (1983)، به جابه‎جایی حدود 3000 متر طی 2 میلیون سال اعتقاد دارد. موسوی روحبخش (1380)، با توجه به حفاری نفتی در دو طرف گسل البرز، این اختلاف ارتفاع را بین 1900 متر در خاور تا 2300 متر در باختر می‎داند. بلوك شمالی این گسل، در بیشتر زمان‎ها حركت رو به پایین داشته است. شاید نخستین حركت رو به پایین در زمان میوسن بوده كه در نتیجة آن رخساره‎های دریایی میوسن (رخسارة خزر) در شمال این گسل نهشته شده‎اند. ولی آغاز فرونشینی ممكن است به زمان ژوراسیك برسد. در حال حاضر گسل البرز به شدت فعال به نظر می‎رسد و احتمال دارد بسیاری از زمین‎لرزه‎های گیلان و مازندران نتیجة جابه‎جایی در طول این گسل باشد .

گسل سمنان : گسل سمنان كه در شمال بلافصل این شهر و در پهلوی شمالی كوه چنَدران قرار دارد، نوعی راندگی با روند شمال خاوری – جنوب باختری است كه به سمت جنوب جنوب خاوری شیب دارد. حركت‎های افقی گسل سمنان دانسته نیست، فقط در قسمت‎‏هایی اثرات راندگی با شیب به سمت جنوب در آن تشخیص داده می‎شود. از نگاه نبوی (1355) ویژگی‎های چینه‎نگاری سنگی توالی پالئوزوییك (به ویژه دونین) دو سوی این گسل تفاوت آشكار دارند، به گونه‎ای كه در بلوك جنوبی رخساره‎های ایران مركزی و در بلوك شمالی رخساره‎های البرز برونزد دارند، به همین‎رو گسل سمنان مرز بین دو پهنة ایران مركزی و البرز معرفی شده است. اگرچه درازای این گسل از دامغان تا گرمسار محتمل دانسته شده، ولی بهترین اثر آن تنها در كوه چندران دیده می‎شود كه بیش از چند صدمتر درازا ندارد. با توجه به تدریجی بودن گذر ایران مركزی به البرز، پذیرش گسل سمنان به عنوان مرز این دو پهنه چندان ساده نیست.

گسل مُشا – فشم : در دامنة جنوبی البرز، درحد فاصل آبیك – فیروزكوه – شاهرود – گسلی از نوع راندگی وجود دارد كه دست كم از زمان لیاس (نبوی، 1355) تاكنون، بر حوضة رسوبی، ساختار كهن و به ویژه ریخت‎زمین‎ساخت امروز البرز اثر درخور توجه داشته است. گسل مُشا – فشم (دلنباخ، 1964، چالنكـو، b 1974)، راندگی اصلی جنوبی (لورنز، 1964)، راندگی میگون – مشاء (آسرتو، 1966)، راندگی اصلی (كارتیه، 1971)، گسل آبیك- فیروزكوه- شاهرود (نبوی، 1355) نام‎های متفاوتی است كه به این گسل داده شده است. گسل مورد سخن در حقیقت یك پهنة گسلی به پهنای حدود 10 كیلومتر و طول حدود 400 كیلومتر است. خط گسل موجدار است، در شمال باختری دارای روند WNW- ESE می‎باشد. در بخش مركزی به تدریج خمیده می‎شود ولی در خاور، روند خاوری – باختری دارد. شیب صفحة گسلی، متناسب با نوع سنگ‎های مجاور، بین 35 تا 70 درجه به سمت شمال متغیر است. در حوالی لواسان (خاور تهران)، گسل شمال تهران به این گسل می‎رسد و به صورت واحد، به سمت خاور ادامه می‎یابند . آسرتو (1966)، این گسل را از انواع ژرف و بنیادی البرز می‎داند كه در بعضی نواحی بالا راندهUpthrust ، و در بعضی نقاط روراندهOverthrust است. اگرچه اشتوكلین (1968)، آخرین حركت این گسل را به سن پلیوسن – پلیستوسن می‎داند، ولی چالنكو (1974)، این گسل را از نوع لرزه‎زا و زمین‎لرزه‎های آه مبارك (1930) و زمین‎لرزة مشا (1955) را نتیجة رها شده انرژی در امتداد این گسل می‎داند.

گسل كندوان : یكی از گسل‎های عمده و به احتمال كهن البرز، گسل كندوان است كه روند باختر شمال باختر دارد و شیب صفحة گسلی حدود 30 تا 90 درجه به سمت شمال است. راندگی كندوان (آسرتو، 1966)، گسل كندوان (اشتالدر، 1971)، راندگی طالقان (ددوال، 1967)، روراندگی گرمابدر (آسرتو، 1966)، گسل برگشتة بایجان (آلنباخ، 1966)، گسل رود والار و شاهان دشت (در خاور دماوند) نام‎هایی است كه به بخش‎های مختلف این گسل داده شده است.در ناحیة كندوان، شیب گسل 30 تا 60 درجه به سمت شمال است (گلاس، 1965) ام‍‍ا به سوی باختر، در ناحیة عَلَم‎كوه، شیب آن به 70 تا 90 درجه می‎رسد. در ناحیة انگوران (باختر زنجان) حركت‎های قائم این گسل تا 1000 متر برآورد شده است. در حالی كه، در باختر انگوران حركت این گسل افقی گزارش شده است. به نظر می‎رسد كه گسل كندوان، مرز شمالی دریای ائوسن را مشخص كند.

گسل شمال تهران : در گسترة تهران، گسل‌های كوچك و بزرگ بسیاری وجود دارد كه به طور عمده ردیف‌های رسوبی ترشیری و كواترنری را بریده و جابه‎جا كرده‌اند. یكی از عمده‌ترین این گسل‌ها، پهنة گسل شمال تهران است كه با راستای خاوری – باختری در شمال تهران بین كوه و كوهپایه قرار دارد. نخستین بار ریبن (1955)، به وجود یك گسل اصلی و مهم در مرز میان كوهپایه و توفیت‌های سبز سازند كرج ناحیة تهران توجه كرد كه در اثر عملكرد آن، ارتفاعات البرز بر روی آبرفت‌های كواترنر تهران رانده شده است. چالنكو (1974) هم، اختلاف ارتفاع ناگهانی میان تهران و بلندی‌های توچال را مدیون حركت یك گسل عمده دانسته است. این گسل با راستای متوسط خاور - شمال خاوری و با درازای 108 كیلومتر از لواسان و نیكنام ده (شمال خاور تهران) تا باختر ولیان (باختر كرج) ادامه دارد كه كمی به سمت جنوب خمیدگی دارد و شیب آن به سمت شمال است. مقدار شیب در نواحی مختلف متغیر است و از 10 درجه تا 80 درجه اندازه‌گیری شده است. بهترین اثر گسل، در درة كن گزارش شده است. در این محل، توفیت‌های سازند كرج، به عنوان فرا دیواره، به روی فرو دیواره‌ای از سازند هزار دره رانده شده‌اند.

 در خاور درة كن، نهشته‌های تراورتن در طول بخشی از گسل رخنمون پیدا كرده‌اند. بنا به گزارش چالنكو و همكاران (1974)، گسل شمال تهران از چند قطعه همپوشان en echelon تشكیل شده كه حركت امتداد لغز چپگرد دارند. مطالعات اخیر قاسمی و همكاران (1381) نشان می‌دهد كه پهنة گسلی واقع در شمال تهران، در واقع از یك گسل راندگی اصلی (گسل شمال تهران) و یك پهنة گسلی چپگرد معكوس تشكیل شده است كه از راستای راندگی شمال تهران پیروی می‌كنند. درازای پهنة مورد نظر 62 كیلومتر است و از خاور به باختر از 7 قطعه به نام‌های گسل نیك نام دره، سبو كوچك، سوهانك، سوهانك – محمودیه، دارآباد، سعادت‌آباد، گلاب‌دره – كن، باغ اناری و قطعه ازگیل‌دره تشكیل شده است. بخش عمدة این قطعه‌ها مرز بین سازند كرج در فرا دیواره و سازند هزار دره در فرو دیواره را تشكیل می‌دهند، اما در مواردی، قطعه‌های مذكور به طور كامل در درون سازند كرج یا سازند هزار دره و واحدهای جوان‌تر قرار می‌گیرند. خطی بودن این قطعه گسل‌ها، با وجود توپوگرافی متغیر، حكایت از شیب زیاد سطح آنها دارد كه مولفة راستالغز آنها بر مؤلفة شیب لغز چیره است.

زمان آخرین حركت گسل شمال تهران، به سبب نداشتن سن دقیق نهشته‌های آبرفتی كواترنر دانسته نیست. گفتنی است كه گسل شمال تهران از نوع لرزه‌زا است و پاره‌ای از زمین‌لرزه‌های تهران حاصل حركت زمین در امتداد این گسل دانسته شده است.

گسل دامغان : گسل دامغان از 10 كیلومتری شمال شهر دامغان می‌گذرد و با برش نهشته‌های كواترنری، معرف یك گسل كواترنری است .ونخستین بار كرینسلی (1970)، 5/14 كیلومتر از طول گسل مذكور را مطالعه و آن را نوعی گسل نرمال با شیب به سوی جنوب همراه با فرو افتادن بخش جنوبی دانست.

بنا به گزارش بربریان و همكاران (1375)، درازای این گسل حدود 100 كیلومتر برآورد می‌شود و از دو بخش بنیادی خاوری و باختری ساخته شده است. بخش خاوری (از شمال دامغان تا ده‌ملا)، به طول 53 كیلومتر، گاهی از میان كنگلومرای چین‌خوردة نئوژن پسین و بادزن آبرفتی كهن و جوان كواترنر و گاهی در میان سیلت‌های رسی كواترنری است، و بلوك جنوبی آن پایین افتادگی دارد. در بخش باختری گسل دامغان (از شمال دامغان تا گردنة آهوان) بلوك شمالی فرو افتاده و بلوك جنوبی معرف نوعی گسل فشاری با شیب به سوی جنوب است.هیچ‎گونه داده لرزه‌خیزی از گسل دامغان در دست نیست. امكان دارد زمین‌لرزه‌های 22 دسامبر 856 میلادی قومس و زمین‎لرزة 9 ژانویة 1982، نتیجة جنبش گسل دامغان باشد (بربریان،1363).

گسل عطاری : گسل عطاری از حدود 25 كیلومتری خاور سمنان آغاز و به سمت خاور تا حوالی روستای قوشه ادامه می‌یابد. علوی نایینی (1972)، این ساختار خطی را نوعی گسل شمال خاوری – جنوب باختری با شیب به سوی جنوب خاور می‌داند كه ضمن بریدن پهنة جام - آبخوری، نوعی گسل بنیادی است كه از زمان كامبرین تا كرتاسة پسین بر حوضه‌های رسوبی دو سوی خود اثر گذار بوده است. از نگاه علوی نایینی نقش این گسل به گونه‌ای است كه می‌توان آن را جداكنندة دو پهنة ساختاری – رسوبی البرز و ایران مركزی دانست (شكل 9-17). بربریان و همكاران (1375) گسل عطاری را نوعی راندگی كوتاه به طول 5/32 كیلومتر می‌دانند كه سبب راندگی سنگ‌های سازند كرج (از سوی جنوب) برروی كنگلومرا، ماسه‎سنگ و مارن‌های ژیپس‌دار میوسن و كنگلومرا و ماسه‎سنگ‌های پلیوسن – پلیستوسن (در شمال) شده است . هیچ‎گونه داده سنی و یا لرزه‌خیزی از راندگی عطاری در دست نیست.

گسل‌های زمین‌لرزه‌ای

با مروری بر تاریخچة لرزه‌خیزی ایران دیده می‌شود كه كشور ایران یكی از نواحی لرزه‌خیز دنیا است. در بخش بیشتر ایران، لرزه‌خیزی در ارتباط مستقیم با تجدید فعالیت گسل‌هاست و بیشترین تكاپو‌های لرزه‌خیزی در امتداد گسل‌های فعال روی داده است.به گفتة دیگر، بسیاری از زون‌های دارای گسل‌های عمده و همبری‌های زمین‌ساختی غیر عادی، دارای نا‌آرامی‌های لرزه‌ای بوده و زمین‎لرزه‎هایی را به وجود می‎آورند.

گفتنی است حركات لغزشی در امتداد گسل‌ها، ممكن است از نوع خزش آرام و بدون زمین‌لرزه باشد.گسل زمین‌لرزه‌ای، نوعی شكستگی زمین است كه در اثر زمین‎لرز‌ه كم ژرفا تولید شده باشد و به طور كلی با تجدید حركت دوبارة گسل‌های پیشین همراه هستند. این گونه گسل‌ها می‌توانند دربارة سازوكار رهاسازی انرژی لرزه‌ای در طی زمین‌لرزه و نیز تنش‌های ناحیه اطلاعات لازم را بدهند.بیشتر گسل‌های زمین‌لرزه‌ای شناخته شدة ایران، طولی بیش از 40 كیلومتر د‌ارند و همة آنها با زلزله‌های مخرب با بزرگی بیشتر از 7 ، همراه‌اند.در تمام حالت‎ها، جهت گسل‌های زمین‌لرزه‌ای ایران گویای جهت فشاری در راستای NNE-SSW است كه با جهت حركت شمال خاوری صفحة عربستان هماهنگی دارد شمال بزمان، مشخص است.گسل‌های یاد شده، به طور عموم مرز واحدهای ساختاری – رسوبی مختلف ایران را تشكیل می‌دهند و با فعالیت خود، موجب تغییرات عمده در رخساره‌های سنگی، ستبرای رسوبات به ویژه تحولات زمین‌ساختی (ماگماتیسم، دگرگونی، شدت و الگوی چین‌خوردگی 000) می‌شوند و لذا، شناخت آنها از نظر زمان تشكیل، فعالیت‌ها، تأثیر آنها بر زمین‌شناسی ایران و لرزه‎زمین‎ساخت بسیار ضروری است.

 



.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک